الشيخ البهائي العاملي
27
جامع عباسى ( فارسي )
نجس نمىشود به ملاقاة نجاست مگر آنكه يا بو يا طعم آن به نجاست متغير شود پس بنابر اين اگر دست شخصي به خون آلوده باشد ودر حوضي فرو برد كه يك كر باشد بي زيادة وكم آب آن حوض تمام نجس مىشود به جهت آنكه معلوم است كه اندكى از آن آب به خون تغيير يافته وتتمه آن كم از كر است پس كل آن آب نجس است اما اگر دست شخصي به بول نجس شده باشد وبول خشك باشد وآن شخص دست خود را در آن حوضي كه مساوى كر است فرو برد حوض نجس نمىشود ودست آن شخص طاهر مىشود به جهت آنكه چيزى از آن آب به نجاست تغيير نيافته اما اگر آب حوض زيادة بر كر باشد وقطره خون در آن افتد وبعضي از آن آب به رنگ خون تغيير يابد تخمين بايد كرد اگر آنچه از آب آن حوض تغيير نيافته مقدار كر است آن آب طاهر است واگر كمتر است نجس است واگر در آبى كه يك كر است بي زيادة وكم موئى از سگ مثلا در آنجا افتد وشخصي به كاسه آن مو را از روى آب به يك دفعه بردارد اندرون كاسه با آبى كه در ودرآمده نجس خواهد بود وبيرون كاسه با آبى كه مانده طاهر است واگر آن مو به كاسه در نيامده باشد به عكس خواهد بود يعنى اندرون كاسه با آبى كه در أو در آمده طاهر است وبيرون كاسه با آبى كه مانده نجس است واما آب كم از كر نجس مىشود به ملاقاة نجاست هر چند هيچيك از رنگ وبو وطعم آن تغيير نيابد فصل بدان كه در آب چاه ميانه مجتهدين خلاف است بعضي برآنند كه ما دام كه رنگ يا بو يا طعم آن به نجاست تغيير نيابد نجس نمىشود وبعضي برآنند كه نجس مىشود هر چند تغيير نيابد وبعضي برآنند كه اگر مقدار يك كر است يا زيادة نجس نمىشود مگر به تغيير واگر كمتر از كر است نجس مىشود اگر چه تغيير نيابد ومذهب أول أقوى است وواجب است نزد آن مجتهدين كه قايلند به نجاست آب چاه به ملاقاة نجاست آنكه كل آب آن را نزح نمايند اگر شترى در أو بميرد يا گاوى يا مسكرى مايع بالأصالة در آن افتد يا فقاع يا منى يا خون حيض يا استحاضة يا نفاس در آن ريخته شود پس اگر نزح كل آب متعذر باشد واجبست كه چهار مرد به نوبت آب بكشند به اين طريق كه دو مرد آ ب بكشند تا مانده شود پس آن دو مرد ديگر آ ب بكشند چون ايشان مانده شوند آن دو مرد أول بكشند وهمچنين از طلوع فجر تا غروب آفتاب واگر اسبى يا خرى يا گاو مادة در چاه بميرد مقدار يك كر آب از آن بكشند واگر آدمي در آن بميرد هفتاد دلو بكشند خواه آدمي مرد باشد وخواه زن وخواه بالغ وخواه طفل اما اگر كافر